السيد موسى الشبيري الزنجاني

3810

كتاب النكاح ( فارسى )

17 / 1 / 1381 شنبه درس شمارهء ( 412 ) كتاب النكاح / سال چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : موضوع بحث اين است كه آيا مادر در امر ازدواج فرزند خود ولايت دارد ؟ در اين جلسه به بررسى قسمتى از ادلهء نافيه ولايت مىپردازيم . ان شاء الله تعالى * * * گفتيم كه براى پنج طائفه ( پدر و جدّ ابى و وصى و مالك و حاكم ) ولايت در عقد نكاح اثبات شده است و ثبوت ولايت براى « امّ » و « جدّ امّى » مورد بحث قرار گرفته است و در بين اماميه نفى ولايت از آنها تقريباً مسلّم است . فقط ابن جنيد قائل است كه مادر و جدّ مادرى بر صغيره در امر نكاح ولايت دارند . البته مورد بحث اثبات ولايت براى امّ فى الجملة است كه آيا امّ در امر نكاح بر كسى - و لو صغيره - ولايت دارد ؟ در اين موضوع ابتداء ادلهء نافيه ولايت از ام را مورد بحث قرار مىدهيم : ادله نافيه ولايت از امّ دليل اول : اجماع دليل دوم : استصحاب : منصرف اليه ادلهء تنفيذ عقود ( اگر دلالت آنها را تمام هم بدانيم ) مانند « أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » يا « المؤمنون عند شروطهم » يا « الناس مسلطون على انفسهم » ( كه قانونى عقلايى است و لو روايت معتبرى ندارد ) اين است كه پيمانهايى كه شخص در مورد خودش يا مال خودش مىبندد بايد به آنها وفادار باشد و لذا عقود فضولى را قبل الاجازه شامل نمىشود و بعد از آن كه مالك ، عقد فضول را اجازه كرد ، اين قرار بقاءً قرار